اصول معماری ایرانی

براساس شواهد میتوان گفت سابقه معماری در ایران بیش از شش هزار سال است و همچنین عناصر طراحی دارای قدمتی سه هزار ساله می باشند. در ایران آثار تاریخی در عین اینکه دارای مفهوم و هدف دینی و آیینی است، مانند سایر نقاط جهان وابسته به عواملی چون اقلیم، مصالح موجود ، فرهنگ منطقه ، فرهنگ همسایه ، دین و آیین و باور و بانی بناست.

هنر و معماری ایران از دیرباز دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه های این هنر نمایان شده است که عبارتند از:

1.مردم واری 2. درون گرایی 3.خودبسندگی 4.نیارش 5.پرهیز از بیهودگی

مردم واری یا مردم محوری

یعنی داشتن مقیاس انسانی و یا عایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی. عوامل بسیاری چون پیمون و تناسبات، درون گرایی، تزئیات ، مذهب ، الگوگیری از طبیعت پیرامون در مردم وارنمودن بنا دخیل هستند.مواردی از مردم واری در منازل مسکونی معماری ایرانی عبارتند از:

1.ورودی خانه های ایرانی اصیل:

درگاه ورودی متناسب با ابعاد انسانی ساخته می شد. در کوبه بر روی درب قرارداشت: کوبه مردانه و کوبه زنانه تا صاحب بداند که میهمانش کیست.

در جلوی درب ورودی گاه دو یا چند نشیمن گاه تعبیه می شد تا مراجعه کننده زمان انتظار خویش را راحت سپری کند

2.اتاق سه دری که بیشتر برای استفاده می شد، به اندازه ای است که نیاز یک خانواده را برآورده کند.اجزایی چون در و پنجره، تاقچه، رف و نیز پستویی که برای انبار رختخواب بکار می رفته نیز اندازه هایی مناسب داشتند.

درون گرایی

یکی از اصول مهم در معماری ایرانی بوده است و به معنای توجه به زیبایی و کارآمدی درون خانه است.معماران ایرانی با ساماندهی اندام های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان سرا ، ساختمان را از جهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می داد.

خصوصیات معماری درونگرا:  

  1. نداشتن ارتباط بصری مستقیم فضای شهری بیرون خود .
  2. فضاهای مختلف آن را عنصری مانند حیاط و صفه های سرپوشیده سازماندهی کرده است به نحوی که روزنه ها و بازشوها به طرف این عناصر بازشوند.

خودبسندگی

معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید ” بوم آورد یا ایدری” (اینجایی) باشد، همچنین تلاش می کردند مواد اولیه مورد نیاز خود را از نزدیکترین مکانها بدست آوردند و چنان ساختمان سازی می کردند که نیازمند به مواد اولیه مکانهای دیگر نباشد و خود بسند باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می گرفت و ساختمان با طبیعت پیرامون خود ” سازگارتر” می شده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه مصالح اولیه آن در دسترس بوده است .

برای اثبات اصل خود بسندگی در معماری ایرانی می توان به بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایرانی اشاره کرد. از آنجا که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شد ولی خشت و آجر را به راحتی می توان یافت، معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان تاق و گنبد را به عنوان سقف بنا ، ساخت . برای نمونه در ساخت تخت جمشید ، بهترین سنگ را از یک معدن در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به تخت جمشید می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبر خشتی بکار می بردند. فرآوردن خشت نیز کار بسیار ساده بوده است.

نیارش

واژه نیارش در معماری گذشته ایران به معنای دانش ایستایی ، فن ساختمان و ساختمایه (مصالح) شناسی است. یکی از مفاهیمی که در نیارش قابل تامل و تعمق است مفهوم پیمون می باشد. پیمون وسیله ای است برای سهولت کار و جهت دادن به تمامی اندازه های نیارش. مفهومی که امروزه به عنوان مدول در تمامی محافل از آن سخن می گویند و همه بدنبال طراحی مدولار می گردند، معماری ایرانی در گذشته ای دور با نام پیمون از آن بهره می جسته است. 

پرهیز از بیهودگی

به معنای عدم انجام کاربیهوده در ساختمان سازی است و معماران از اسراف پرهیز می کردند.

به عنوان مثال: در زیگورات چغازنبیل از 1250پیش از میلاد، می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان، ازاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم، برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است، و چون خشت در برابر باران آسیب میدیده ، نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند.

  • تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شرکت ماهان طرح دماوند می باشد.